با ولایت تا شهادت
ما احمدی نژادی و شمشیر زاده ایم
تاپای جان به پای سید علی ایستاده ایم
+
نوشته شده در جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 12:43 توسط سید محمد
|

ویروسی نشوید لطفا
+
نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم مهر 1388ساعت 12:51 توسط سید محمد

شیمون کروبی
این طرح زیبا را دوست خوبم میثم محمد حسنی در وبلاگش گذاشته بود که لذت دیدنش را به شما هدیه می دهم...

+
نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم مهر 1388ساعت 12:21 توسط سید محمد
|

تنظیم
عيب كار از جعبه ی تقسيم نيست
سيم سيار دل ما سيم نيست
اين خدا اين هم هزاران طول موج
ديش احساسات ما تنظيم نيست
گر امام شهدا نیست کنون در برمان
خَلَف صالح او سید علی هست هنوز
گرگ ها نیک بدانند در این ایل غریب
گر پدر رفت
تفنگ پدری هست هنوز
پسری هست هنوز
+
نوشته شده در سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 12:28 توسط سید محمد

رسایی:احمدی نژادخبرنگاران راضربه فنی کرد
حمید رسایی عضو فراکسیون رایحه خوش در مجلس که با رئیس جمهور عازم نیویورک شده در وبلاگش به درج مطلبی در این باره پرداخت.
وی نوشت:
کشورهایی که روسای جمهورشان نطق می کنند از یکی دو ماه قبل وقت گرفته اند. در بین نطق روسای جمهور هم اینطور نیست که همه سراپا گوش باشند. ترددها ، مشغول بودن هیات ها به مطالعه و سخن گفتن آنان با هم امری رایج است. میزان توجه و یا عدم توجه حاضران به نطق یک رییس جمهور را از سکوت حاکم بر سالن و گوشی های ترجمه ای که آویزان گوش هاست ، می توانستیم بفهمیم . برهمین اساس هم باید بگویم که سخنرانی رییس جمهور ایران از جمله چند دولتی بود که تقریبا سکوت بر جلسه حکمفرما شد و هیچ گوشی ترجمه ای بر زمین نماند که این نشانه تاثیرگذاری جمهوری اسلامی بر مناسبات جهانی است.
رسایی افزود: در برخی از مصاحبه های احمدی نژاد با خبرنگاران شناخته شده آمریکایی که حضور داشتم ، از همان ابتدا شاهد ضربه فنی شدن این خبرنگاران کار گشته بودم . شاید صراحت احمدی نژاد و تسلط وی بر مطالب و موضوعات مختلف و همچنین کارد تهاجمی رییس جمهورمان نسبت به سیاست دوگانه حاکم بر جریان رسانه ای دنیا که معمولا با سئوال کردن از خود خبرنگاران در پاسخ ها همراه می شود ، یکی از مهمترین دلایل این موضوع باشد.>
+
نوشته شده در شنبه چهارم مهر 1388ساعت 15:5 توسط سید محمد

اوس شعبون!(گفت وشنود)
گفت: شعار حمایت از اسرائیل که هواداران موسوی و خاتمی در روز قدس سرداده بودند بدجوری باقیمانده آبروی سران فتنه را برباد داد. گفتم: مگه از آنها آبرویی هم باقی مانده بود؟ گفت: چه عرض کنم؟! سران فتنه در مخالفت و محکوم کردن شعار اسرائیل پسند هواداران خود حتی یک کلمه هم نگفتند! گفتم: رئیس باغ وحش ناصر الدین شاه، جیره غذایی شیر باغ وحش را خورده و در نتیجه، شیر باغ وحش مرده بود. روزی که ناصر الدین شاه قصد بازدید داشت رئیس باغ وحش از اوس شعبون، نگهبان قفس شیر خواست که چندساعتی توی پوست شیر برود تا بازدید شاه تمام شود. ناصرالدین شاه هنگام بازدید گفت می خواهم جنگ شیر و ببر را ببینم! و ببر را در قفس شیر انداختند. اوس شعبون، از ترس داشت زهره ترک می شد که صدای ضعیفی شنید، صدای ببر بود که می گفت، اوس شعبون نترس! من هم اوس قربونم!
کیهان(1/7/88)
+
نوشته شده در شنبه چهارم مهر 1388ساعت 10:1 توسط سید محمد

شبهاي مسجد ارک
از لحظه ي ولادت ، مستيم تا دم مرگ
باران چشم ما هست ، چون شبنمي روي برگ
تا هست پير عرشي ، ما پاي كار عشقيم
بوي بهشت دارد ، شبهاي مسجد ارک
+
نوشته شده در شنبه چهارم مهر 1388ساعت 9:41 توسط سید محمد

جه زود دیر می شود
كوله بارت بربند!
شايد اين چند سحر فرصت آخرباشد!
كه به مقصد برسيم ,بشناسيم خدا را وبفهميم كه يك عمر چه غافل بوديم ;
مي شود آسان رفت,
ميشود كاري كرد كه رضاباشداو.
اي سبكبال دراين راه شگرف ,دردعاي سحرت,درمناجات خدايي شدنت ,
هرگز از يادنبر, من جامانده بسي محتاجم....
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 16:13 توسط سید محمد

چشمها هم دروغ می گویند
چشمها هم دروغ می گویند
هیچ شنیده اید چشمها به صاحبان خود دروغ بگویند .این سخن از جانب امیر المومنین است:
دیدن با چشمها نیست. گاه چشمها به دارندگان خود دروغ می گویند ولی عقل به هر کس که خواستار اندرز گردد دروغ نمی گوید
+
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 15:47 توسط سید محمد

ادخلوها بسلام آمنین دعیتم الی ضیافة الله
بخوان حاجی دلم تنگ است بخوان دوباره من آمدم من همان فراریم بخوان اللهم رب الشهر رمضان تا جمع شب زنده داران لب باز نکرده بغض گلویشان چونان آتش فشانی سربازکند
بخوان حاجی ازافتتاح از ابوحمزه آه دلم تنگ کمیل های رمضان المبارک است حاجی نغمه برآر مناجات کوفه را که جای مولا(ع) شب های های قدر در کوفه بسیار خالیست از قعر السجون بخوان جوشن صغیر
حاجی از آن نای زخمی ات که نوکران مخلص و پیر غلامان گفته اند اگر ارباب (ع) به همه سر انگشتی نمک کرم فرموده به منصور یک مشت نمک عطا فرموده است برایمان هرشب پس از مناجات در شور شیدائی و شعور عرفائی ذکر حسین حسین (ع)
حاجی بازدست ما سائلان را در شق القمر این ماه بگذار در دست کریم اهل بیت (ع) و آه که اسم خداست چرا آه حاجی جان حاج منور عزیزتراز جانم بخوان از گرمی تشنه لبی ناله بزن از نای دم افطار که عطشش کشت مرا به یاد آن لب تشنه تو رابه خدا بازهم بخوان : میکشی مرا حسین (ع)
حاج منصور ای که خاک شلمچه و مجنون و دوکوهه و سه راه شهادت را همیشه بر سر و روی خود داری می آیم به ارک همان مسجد عرش خودمان را میگویم همانجا که فدائیان آقا شب پنجم سوختند وسیمرغ عشق شدند تا از این همه مکر و سیاست بازی مرا با یاد امام و شهدا باز به جبهه ببری یاد شیمیائی ها یاد جانبازان آنهارا که میگفتی به تخت بسته اند خاطرآنهارا برایم دوباره زنده کنی

حاجی باز مرا هرجمعه شب و هر آن این ضیافة الله با امام زمانمان عج آشتی بده دلم برایش تنگ شده دلم برای سوز مناجاتش پری میخواهد تورا به آقاجانمان باز بخوان : ترسم تو بیائی و من آنروز نباشم
آری دلم زنگار گرفته بزدایش با کلمات حکمت واره ات قبل از مناجات سلمان و ابوذر سید علی پاره کن ارکان تار عنکبوت این لجن رنگان را به هیبت سخنان دشمن کش و ابلیس افکنت را وفقک الله لمایحبه و یرضی
حاج آقا منصور لحظه شماری میکنم برای علی (ع) کشیدن ها و نعره های حیدریت(ع) دقیقه شماری میکنم شب هفدهم ازعباس (ع) بگوئی دیوانه شب سوم اصلا مجنون همه شب های ارکم و حق تعالی را شاهد میگیریم همه ترسم ازآن است مبادا شب های قدر را درک نکنم بالاخص با بک یا الله هایت ای دل سوخته
و درلاله گوشتان زمزمه میکنم آی نجوا شنوایان حقیرسرا پاتقصیر مبادا نامحرم بشنود :
گوئیا این رمضان المبارک مزین است به نام ملیکه دل ارباب (ع) حضرت سه ساله سلام الله علیه و بس
التماس دعا
+
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 14:40 توسط سید محمد
|

|